تبليغاتX
دختری با کفشهای کتانی

دختری با کفشهای کتانی

. رفته بودم آب و هوامو با هم عوض کنم...داغون شدم برگشتم (:

.. میگن باید تو سفر  آدمارو شناخت...

... دلم واسه اینجا تنگ شده بود (:

.... دلم میخواد از این پل رد شم (:

                                   

پ.ن : نی نی کوچولوی ما به دنیا اومد(: خانوم کوچولو ورودت به این دنیا مبارک...بی  اسم و نشونه فعلا(:

پ.ن :  دوباره جهنم سرد ......

+ little angle 87/05/02 |


همیشه میگن  جنبه چیز خوبیه!!!

بی جنبه... هیچی نگو!!!

بالای کثیفتو ببند...

                       

پ.ن :عادت کنید که عادت نکنید!!!

+ little angle 87/04/23 |


سیاه...سفید...یا

سردرگمی زیادم خوب نیس...چه خوب میشد یکی تکلیفمو با زندگی روشن میکرد....اونجوری میفهمیدم چیکارم

چقد بچم که هنوزم یه حامی میخوام

یه حامی همیشگی

چقد دلم واسه خودم میسوزه

چقد الکی فکرای الکی میکنم

چقد الکی با خودم حرف میزنم....چقد زود نفرت میاد سراغم...چقد زود از همه چی خسته میشم

                                     

پ.ن : باید حدس میزدم عمر خوشی ها خیلی کوتاهه...

پ.ن :همیشه فرار راه خوبی نیست...راه بهتری هم هست.

+ little angle 87/04/21 |


میگن دنیا پیشرفت کرده

میگن میشه روز مرگ و تعیین کرد

رفتم ببینم چه خبره

از شانس من اومد

۱۴ می ۲۰۷۷

میبینمت آینده!!!!

پ.ن:دربازکن نبودیم که به لطف همسایه های گرام شدیم...حالا هی اشتباهی در بزنین!!!

 

+ little angle 87/04/16 |


 

به آنچه که فرشتگان درونت می گویند گوش کن.

آن ها برای کمک به تو اینجا هستند تا بتوانی

زندگی ات را روز به روز بهتر کنی.

کار های نیک انجام بده

سعی کن گله ها را کنار بگذاری

به جست و جوی دوست فراموش شده خود برو

نامه ای محبت آمیز برای پدر و مادرت بنویس

به قولت پایبند باش

پیش از حرف زدن به دنیای اطراف گوش کن

وفاداری خود را در گفتار و کردارت نشان بده

دشمنت را ببخش

برای وقتت ارزش بیشتری قایل باش

در صورتی که اشتباه کردی عذر خواهی کن و

بگذار کینه ها از بین بروند

مهربان و آرام باش

کمی بیشتر لبخند بزن

پ ن : همه چی شبیه یه معجزه بود...باورش سخته...ولی اتفاق قشنگی بود ( :

+ little angle 87/04/13 |


سعادت را باید در بین راه پیدا کرد نه انتهای جاده

چون در آنجا سفر به پایان رسیده و دیگر دیر شده.

وقت برای سعادتمند بودن امروز است نه فردا...

                       

پ ن : خوبم... خوشحالم... خوشبختم...خدایا شکرت. 

+ little angle 87/03/30 |


درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود .

پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم!؟

از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و...

حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است: با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند.

پ ن : بودم ...ولی...نبودم...

+ little angle 87/03/21 |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

اما تو کوه درد باش
طاقت بیار و مرد باش


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مرداد 1387

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386



پیوندها

نیمه شب
فصلی از عاشقانه ها
زین الدین زیدان
لاریسا
رویای بی تو
روشنایی کوچک
از جهنم تا بهشت
ورقه های سوخته
گوشه ی اتاق ذهنم
تنهاترین پسر
مرگ سياه
قبرستان متروکه
چند قدم نزدیکتر به خدا
دل نوشته
دختـ ـ ـران تنـ ـ ـها
شاه فینقیلی
دل نوشته های یه عاشق
دختری تنها
در برهوت تنهایی
love
لجـــــــــــن نامه
مرد واقعی
آیدا
سرخوشيو عشقه
ايستگاه خاطرات من
ماه شب من
من اخرین سوته دلم
رو در روی سیاهی
ویولونیست دیوانه
بهناز... دختری بی شیله پیله
بهای عــــشــــق....مرداب تنهایی
اقاقیای مشکی
من او ندارم
تنها یی
سکوتی پر راز
ر بـــــه کا در قاصدک عشق می نویسد
خزان
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin