تبليغاتX
فرشته ای با کفش های کتانی!
 

 

دلت گرفته بود / بالش خیس / دکلمه های خسرو / دلم بیرون میخواد / دختره هنوز نیومده /  بغض دارم / دستم درد میکنه / خونه سردِ / خونه خالیه / بازم سردرد / شیر توت فرنگی / اوربیت ِ هندونه / چرا اون انتر ولش نمیکنه /  خستم …. / دلم آسمون میخواد / دلم هیچکیو نمیخواد …

دلم فقط یکیو میخواد / فقط میخوام یه باردیگه صداشو بشنوم / الان داره زندگی شو میکنه / خودش خواست / …  / منم گداشتم زندگی شو بکنه / ...

+ نوشته شده در  88/09/05ساعت 23:54  توسط سمير!  | 

 

وقتی یه پرنده تو هوا آزاد میچرخه

وقتی میذارن تو قفس

براش از مردن بدتره !!!

+ کاش بگیری چی میگم !!!!

+ نوشته شده در  88/09/05ساعت 15:47  توسط سمير!  | 


شاهكار ِ قبل و بعد ِ امتحان : كليك كنيد.

استاده دستامو ديد ميگه واليباليستي (((:

به يارو ميگم لواشك ِ كلفت !!!!

نميفهمه چي ميگم!!!


+ خودتونو شهيد نكنين در راهِ لواشك  كلفت!!! منظور لواشكيه كه ضخيم باشه و ترش باشه !!!

+ نوشته شده در  88/09/01ساعت 23:42  توسط سمير!  | 


آقا ما رسما بيخيال ِ سگ و دكتر ِ‌سگ و غذاي سگ و هرچيزي كه آخرش به سگ ختم ميشه شديم!!! ديگه من ميدونم سگ نجس ِ!! من ميدونم دختر ِ سيد و چه به سگ !!‌ تو نميدوني اگه پس فردا بخوام شوهر كنم نميگن دختر سگباز بوده !!! تو اصن واقعا روت شده اين حرفو بزني !!‌نچ نچ !!‌يني واااقعا اصن ازت انتظار نداشتم سمير !!!‌يني واقعا فكر ِ آبروي خانواده تو نكردي!!! يني تو ِ دانشجوي مملكتم بايد اين حرفو بزني!!!! تو اصن ميدوني چه آدمايي سگ نيگه ميدارن !!!! آخه چرا انتظار ِ الكي از بقيه داري!!!‌چرا يكم خودتو با خانوادت وفق نميدي!!! چرا يكم اونارو درك نميكني!!! همين مونا خواهرشوورم!!!!! اينهمه با تينا گشته مگه رفتارش تغيير كرده!!! خواهر ِ من !!!! يكم بشين به كارات فك كن!!!‌به جاي اين حرفام يه كلاس ِ ورزشي برو كه هم سردردت خوب شه هم وقتت پر شه .....

اووووووووووووففففف!!!!! تاحالا فك نميكردم سگ خواستنم اينهمه ممكنه بلوا به پا

كنه كه خواهرم گوشي ورداره به من زنگ بزنه!!! فكرشم آدمو به هيجام مياره!!! دي !!!
چقد آدم ا‌ز اقصي نقاط ِ كشور اومدن نصيحت كردن كه
اينكارو نكن !!!! خوبه حالا تمساح نخواستم !!! خوبه حالا چنتا آدم نكشتم كه اينجوري برخورد ميكنن!!! خوبه نرفتم انگل نشدم گوشه ي خونه بيفتم !!!‌خوبه هاري نگرفتم !!!‌خوبه فرت و فرت مريض نميشم !!!‌خوبه سرطان ندارم!!!‌خوبه با دوس پسرم فرار نكردم !!!‌خوبه حشيشي نشدم!!! ))))): ديگه اسم ِ سگو جلوم بياري كهير ميزنم جون ِ‌سمير !!! اوف .....

ولي با دوستم رفتم خونه ي عموش سگشونو ديدم !!! پتي (((((: كلي م عقده هاي درونيم كه مربوط به سگ ميشد فروكش كرد !!!‌كلي م ازش فيلم و عكس گرفتم !!!‌كلي م باهاش بازي كردم !!‌ كلي م نازش كردم !!! كلي م حسرت خوردم كه چرا نميتونم خودم نگهش دارم!!! ديگه به جايي رسيده بودم كه ميخواستم يه خرگوشي حتي يه لاكپشت بگيرم نيگه دارم !!!!( عقده ي سگ گرفتم اساسي) ولي يه جوراييم خودم از ته ِ‌قلبم راضي شدم كه فعلا شرايطشو ندارم!!! حوصله ي دردسر و كل كل با نسيم و هم ندارم كه با بودن ِ‌سگ تو خونه مشكل داشت!!!

2. يني واقعا فك كردي من شام باهاش رفتم بيرون!!!‌ زهي خيال ِ‌باطل !!!‌ا ومدم چُس كلاس بذارم بگم نميتونم بيام سرما خوردگي شديد گرفتم و ازين بهونه ها!!! نگو اصن اس دليور نميشد !!! تا 4روز بعدش گوشييش خاموش بود!!!! به خاطر ِ پاره اي مسائل !!!!! ((((: منكه گفتم شانس ندارم!!!! حالا دور از شوخي واسه چي جلوي موهام بلند نميشه!!! يني واقعا خجالت نميكشه!!! 1ماه گذشته ولي هنوزم همواره آناناس!!! پرروييم حدي داره!!!!

دوستي هاي يه روزه / شام با سمير و شين شين / كيبورد بدون ِ ليبل فارسي / لاست بدون ِ زيرنويس ِ فارسي/ نمايشگاه ِ كتاب / يادته يه روز با تيغ صورتمو تراشيدم!!! نچ نج نچ !!!‌تو هيچوخ اينكارو نكنيا!!! چون مني كه اصن جوش نميزدم الان ديگه بدون ِ جوش نميتونم زندگي كنم!!!! خريت بود فقط !!! يك عمر پشيموني / موهاي تراشيده/ سمير برام دعا كن ... مشكل ِ ريه پيدا كردم!!! ميدونم تو نفرينم كردي !! حلالم كن !!!‌ولي من هيچ بدي بهت نكردم!!! / من و نفرين !!! نه ... مطمئن باش !!!‌خوب ميشي عسلك !!! / خواستگاري با طعم ِ انتظار / دوماد شه خلاص شيم ديگه / يَك خواهرشوووري بشـــــــــم / دارم ميذارم زندگي شو بكنه / خبري ندارم ازش / فقط يكي بياد بگه من واقعا دارم چيكار ميكنم / كارنامه موقت / سياوش گوش ميكنم ... بهتر شدم / مش*روب حرامه آخه / يكي بمن ميگه چرا !!!! / دلم ميخواد يكي پيدا شه هرچي ازش ميپرسم نگه با تو اصن نبايد حرف زد تو كافري تو به هيچي اعتقاد نداري تو 20 سالته هنوز نمازتو نميخوني ... تو ....خدايا ... چرا منوو جايي انداختي كه هيچ سنخيتي باهاش ندارم / يني ميشه يه روزي كشورمون انقد پيشرفت!!! كنه كه اگه يه دختر يا پسر يا پيرمرد با موهاي بلوند ديديم برنگرديم با خنده نيگاش نكنيم نيگيم نيگا كن فلاني موهاشو رنگ كرده !!!!!‌ خدايا يني ميشه مام پيشرفت كنيم !!!!‌ ميشه تنها دريچه ي آزادي واسه جوونا ازدواج نباشه!!!! ميشه اين عقب موندگيا يه روز تموم شه !!!! / دلت آب ... همسايه ي صورتي بازم مارو رسوند تا ايستگاه ِ سرويس!!!‌ما 3 تام مث ِ ماست تو ماشين نيشستيم به كتاباي زبانش تو ماشين نيگا ميكرديم !!! احتمالا تدريس ميكنه !!! دي !!! ‌يه نايلونم بود كه توش لباساش بود!!! احتمالا رخت چركاش بود كه ميخواست ببره اتوشويي!!! يني مردا بايد انقد تنبل باشن كه لباساشونو نميتونن خودشون بشورن!!! ( يادم باشه مانتو و 3 تا جوراب و اون سري لباسام كه مونده رو بشوم!!! يادآوري كن عزيزم

من برم به كلاس فتوشاپم برسم كه استاد جونم منتظرمه!!!! نه اينكه همسن ِ بابامه حس ِ خوبي بهم دس ميده سر ِ كلاسش !!!! يني ميشه يه روزي استاداي جوون بيارن واسه تدريس!!! بعد كت و شلوار بپوشن با كراوات !!‌خوشبو باشن !!!‌آداب معاشرت بلد باشن!!!! بعدم كمري آبي داشته باشن ........ آزرو بر جوانان عيب نيس ((((:

+ نوشته شده در  88/08/27ساعت 12:24  توسط سمير!  | 

1. اوني كه قرار بود برام سگ بياره ، دقيقا همون روزي كه منتظر ِ اومدنش بودم گفت كار ِ سگ درست نشده ، يني صاب سگ ِ اونو به يه قيمت ِ بالاتر به يكي ديگه فروخته ... راست يا دروغش پاي خودش .... مهم نيس قسم خوردناش واقعي بود يا كيلويي ...مهم نبود كلي عذرخواهي كرد ... مهم نبود ناراحت شدم ... مهم نبود شرمنده شده بود ... فقط من بي صبرانه منتظر ِ اومدنش بودم ... ( سگ نه خودش ) ....من بي صبرانه با اسمش روزارو سر ميكردم .... چه با اطمينان به همه گفتم يكي برام سگ مياره ... چه راحت گفت متاسفم ... چه راحت گفت حرفامو باور كن ...چه راحت باي دادم ... چه راحت همه چي تموم شد .

2. هروخ 2 تا سرويس باشه تو هركدوم بشينم دوميه زودتر راه ميفته ... هروخ كاپشن و لباس ِ گرم نپوشم بايد سگ لرز بزنم تو خيابون ... يه روزم كه مثه امروز بافت و كاپشن بپوشم بايد ذوب شم زير ِ اشعه ي خورشيد !!! يا كلا جو با من سر ِ ناسازگاري داره يا من بايد عينكمو عوض كنم ...

3. ورود ِ شين شين به جمع ِ سه نفره ي ما خيلي چيزارو بهمون ياد داد .... رسم ِ محبت ، شاد بودن، خنديدن، زندگي ، جووني .... آدمي كه خودش با كمترين حرف ناراحت ميشه و ميزاره ميره ولي دلش ميخواد هرچي گفت مثه كوه جلوش وايسي و كم نياري .... آدمي كه كَل انداختن باهاش مساوي با كبود شدن ِ دست و پاهاته ، يه ببر ِ‌وحشي كه اگه بگيره تيكه پارت ميكنه ، نميدونم ورودش به خونمون رو با كدوم منطقي تو وجودم حل كنم ، نميدونم بودنش تو اون محيط كار ِ درستي هست يا نه ، نميدونم بودنش ارزش ِ نگاه ِ بد ِ زن ِ همسايه رو داره يا نه ،شوخياش ، خنده هاش ، زدناش ،اسكل كردناش ، ويراژ دادناش ، غيرت بازيش ،اون نصف مال ِ من بود يا همش مال ِ اون ؟ ، اينكه با اون سنش مثه بچه ها مارو ميخندونه ، اينكه آهنكاي شاد ميذاره و مثه بچه سوسولا بلند بلند باهاش همخوني ميكنه و ادا اطوار در مياره ، اينكه تحمل ِ ناراحتي ِ كسي و نداره ..... اينكه محبت ميكنه ... ميبوسه ... نوازش ميكنه ..چه راحت عادي شد برامون حضورش تو وجودمون ...تو محفلمون ... جر زدناش تو كارت بازي ...شب موندناش ...زندگي راحتي كه داره ...رسمي صحبت كردنش با خانوادش در عين ِ جلف بودنش ....هنوز معضل ِ شين شين تو ذهنم حل نشده !!!

4. من، فقط يه سميرا بودم ... فرشته هم بودم ...شايدم پانيذ ...اوتيسم هم داشتم ... چه فرقي داره كي باشي ...مهم اينه خودت باشي ...سمير بودن لذت بخشه ...

5. يكي به بهانه ي آهنگ و فلش و ميخوام با افكارت آشنا بشم و نظرت در مورد ِ اون دنيا چيه و بيا كمك كنيم مشكل ِ فافا حل بشه و اصن به اون دنيا اعتقاد داري و من آخر ِ هفته ميرم و اينــــــــــــــا ، مارو شام دعوت كرده .... حالا هي بخواي براش بهونه بياري كه نميشه ..نميتوني كه صاف تو چشاش نيگا كني بگي من پياده نميتونم بيام ، نميتوني بگي من كلاسم رفته بالا فقط با ماشين ميرم بيرون ، نميتوني بگي آب و هوا تاثير گذاشته ، نميتوني بگي من اون آدمي نيستم كه كل ِ جنگل و پياده گز ميكردم ... نميتوني كه اينارو بش بگي .... پس مجبوري دعوتشو قبول كني ...

6. شام مهمون فافا ، كباب ترش ... جنگل ... فلاش ِ گوشي ... اون يه صندلي ِ گرم داره ... سمير حسودي نكن ...لاشي ...شيريني ِ لپ تاب ....همه بيرون رفتناش مال ِ اون ... همه خشونتاش مال ِ من ... همه ي محبتاش مال ِ اون ...همه ي چنگ زدنا و كبودي و كري خوندناش مال ِ من .... پرپرت ميكنم سمير ... برو بمير !!!


آمبولانسي نوشت : من به شدت نيازمند به يك سگ ِ خونگي هستم ))):

+ نوشته شده در  88/08/20ساعت 13:27  توسط سمير!  | 

 

من /  دریا / شب /  من /  سگ  / دریا   / آهنگ  / حوصله ندارم / سمیرا / صلیب / استاد گیر میده / میدونی ساعت چنده /  داری چیکار میکنی / آوریل /  زندگی /  بو گندو / اووووق / آکوا / پارک / گیر میده / دارن زندگی شونو میکنن / بره به درک / حالم ازت بهم میخوره / نه من دلم واسه کسی تنگ نمشه خیالت راحت / ۸/۸/۸۸ / عقده ای / ماشین آبیه / رادمهرم / محسن نامجو / کیف داهاتی / همش دوستش میاد خونشون / تند تند پله هارو میره بالا / خیلی فضولی / آرامش / ماسه / چقد خر بودیم / چرند نگو / جنگل / اوووق / ارزششو نداشتی // دلم براش تنگ شده / اوققق / یه ماچ داد و دمش گرم / برم بکنم ادبش / برم دم مطبش / دلم گرفته / کی گفته من حسودم / فداش شم موهام داره بلند میشه/ دیگه اتو نمیشکم به موهام  / میخوای همینجا قبول شی! ؟ / یه آتو بزن بریم تا یونی من حال ندارم ون سوار شم / اوووق // من به پاکی تو ایمان دارم عزیزم /// اگه خیانت کنی گردنتو میشکنم // با کی حرف میزدی /// پس کی سگ و برام میاری // منکه میدونم سگ واست از من مهم تره /// باهوش /// عشق اولت بوده که بوده ... به من چه که براش زنگ بزنم خطشو عوض کنه //// چرا باید هم اسم باشین آخه /// من اصن صدام مثه اون نیس /// تو فک کن مرده /// هماهنگ کن یه روز بریم صلیب / تو خونه باشم عصبی میشم /// واسه من که دلت تنگ نشده بود احیانا /// اوهووو / چه میکنی با ۱۳ تا واحد /// امروز ۱۳ آبان // خوب من که کلاسم /// من منتظر یه روز خوبم /// شب / دریا / ماه / من / موج / ماسه / اصن سوسول نیستی / شما برین من با ماشین بعدی میام / اوهوم // بای بای ....

+ نوشته شده در  88/08/13ساعت 10:5  توسط سمير!  | 


 1 .فرشته ی مهربونم! موهات داره بلند میشه عزیزم! ولی آخه دختر ِ خوب! این چه کاری بود که تر زدی به جلوی موهات!!!! جلوی موهااااااااااااااام!!!!!!!!! میشه زودتر بلند شی!! میشه! میشه ! میشه!

نتیجه ی اخلاقی : من دیگه هیچوقت جلوی موهامو انقد کوتاه نمیکنم!!!

 2 . حالم ازت بهم میخوره !!! باور کن!!

3 . بعد ِ 2 سال دوس بودن با هم!!! بعد ِ 2 سال کار کردن رو مخش ! بعد ِ 2 سال حرفای قشنگ ِ الکی زدن!!! بعد ِ 2 سال وعده ی وعید دادن ! بعد ِ 2 سال که گفت من حامی ِ آزادی ِ زنانم!!! بعد ِ اینکه باعث شد دوستم جلوی خانوادش وایسه!!!  حالا .... بعد ِ 1 سال نامزد بازی ِ بی مزه !!! حالا ... اون .... یه دخترِ 21 ساله س که از نامزدش متنفره !!! حالا ...اون ... باید واس ِ همه چیز به نامزدش جواب پس بده ... حالا ... اون ... حق نداره شبا با دوستاش بره بیرون ... حالا  ... اون ....فقط یه آغوش ِ گرم میخواد .... فقط میخواد بهش شک نداشته باشن .... اون ... نمیخواد شوهرش به دختر بودنش افتخار کنه ... حالا ... اون .. به خودکشی فک میکنه ... حالا ... اون ... به راحتی ِ آب خوردن سیگار میکشه!!! حالا ... اون ...یه آدم ِ مرده ست ... اون میدونه با کسی دوس بوده که همه ی حرفاش الکی بوده ....اون ... الان ... با یه آدم ِ بدبین ِ شکاک ِ سرد ِ گه زندگی میکنه .... حالا .. اون دلش طلاق میخواد ... حالا .. اون  ... مجبوره تا آخر به پاش بسوزه .... مجبوره تا آخر نقش بازی کنه ....

هی ... پسره ی گه .... که خامش کردی ... با حرفای قشنگ ...تو ... که شبا پتو بغل میکنی و میخوابی ...تو ... که خرجتو خانواده ی زنت میدن ...تو ... که خودت با یه دختر دیگه حرف میزنی ولی به زنت مشکوکی ... هی تو .... حالم ازت بهم میخوره  .... برو به درک .

4 . آنقدر هوایم تاریک است که میتوانم  نبینم کسی را ....

5 . کلی فک کردم ! سگ میگیرم ! هرچیم خواست بشه!!! حتی شد تو اتاق ِ خودم نگهش میدارم !!! یکی قرار  ِ واسم بیاره!!! یه توله ی ناز و خوشگل !!! خیلی بهش نیاز دارم!!! شاید تا یکی دو هفته ی بعد رسید دستم!! فقط کاش الانم پیشم بود!!! ینی فهمید ِ فقط به خاطر ِ سگ جوابشو میدم!!!  ((:

6 . من امسال کنکور دارم!!! من کلی دوست پیدا کردم! من کلی اسم پیدا کردم! من کلی پیاده روی میکنم! من کلی میخندم! من کلی غذا درست میکنم! من کلی آفتاب میگیرم! من ... راستی!!! دلم واس ِ خواهر زاده ی 7 سالم تنگ شده ... چن وقتِ ندیدیمش؟!

+ نوشته شده در  88/08/03ساعت 17:21  توسط سمير!  | 


به این نتیجه رسیدم

که اگه خدا یه تیکه از بهشتم کادو کنه بده بهم

بازم از ته ِ دل نمیتونم شاد باشم!


.

+ نوشته شده در  88/07/28ساعت 18:26  توسط سمير!  | 

همه ی مزه ی بارون به اینه که بری زیرش خیس شی ... بدون ِ چتر، بدون ِ سرپناه حتی اگه هیچ آدمی تو خیابون نباشه !!!

وقتی یه چیزی به آخر میرسه دیگه دلیلی نداره هی تکونش بدی ، راس میگه خووب ... تموم !

تصور کن بری آراشگاه بعد طرف برگرده بگه چقد شبیه ِ پسرداییمی!!! الان فک میکنم اون زیر دستمه!!! حالا طرف سربازه ... یه مین منو کچل تصور کن !!! ((:

تصور کن دختر خاله ی مینا اومده خونمون ... بعد طفلک به محض ِ ورودش آنفولانزا میگیره ...حالا نکته ش اینجاس همون چنروز قبلش واکسنشو زده بود !!!

ما آخر سر از کار ِ این همسایه ها سر درنیاوردیم!!! آخرش معلوم نیس اینا دانشجوئن! مجردی زندگی میکنن... اصن پسرن دخترن!!! همش صداهای قاطی میاد ...خوب آدم قاطی میکنه .... بچه های ما یه خورده زیادی فراکنجکاون!!!

میدونی جالب چیه!!! که نصف بیشتر ِ شماره های تو گوشیم یا خاموشن یا خطشونو عوض کردن یا اصن جواب نمیدن یا اصن کلا وقت ندارن!!! بعد من انقد خوشالم!!!

کلا هرکیو دیدم تو یونی یا مماخشو عمل کرده یا ازدواج کرده یا گرینه ی 3 !!!! ولی جالب بود یکی از بچه های کلاس با پسر خالش نامزد کرده!!! طرف سرباز متولد 67!!! ینی رسما خاله بازی!!! بش میگم حلقت کو ؟ میگه بزرگ بود واسم !!!!

دلم میخواد ی ِ دوس ِ خیلی خیلی قدیمی که دلم خیلی خیلی براش تنگ شده ، بعد ِ یه مدت بی خبری پیدام کنه و بگه بـــــالاخره پیـــدات کـــــــردم !!! حالا همچین شخصی وجود ِ خارجی نداره ، بیخیال !!!

نمدونی چقد حرصم میگیره از عینک گذاشتنم !!! نمیدونی چقد دلم میخواد لنز بذارم ... نمیدونی چقد بدم میاد اون دختر چادریه با اون پسره ی گُه همش میان تو پارک... بعدم پسره کلی به پر و پاش می ما له، بعدم دختره سرشو میذاره رو پای پسره ، واقعا فک نمکینن اونجا خانواده زندگی میکنه !!!ینی اگه این پسره آخرش دختره رو نگیره من خودم میرم جفت چشاشو درمیارم ...نمی دونی من این ماشین آبی نفتیه که تو پارکینگه رو چقد دوس دارم ... تو که نمیدونی !!!

من بدنم صدا میده !!! اقا اصن آره !!! از همینجا اعلام میکنم بدنم صدا میده!!! اصن هروخ از خواب پاشم ، بعدش غذا بخورم یا خمیازه کنم یه چیز تو مخم صدا میده ..... آقا من بدنم صدا میده ... من یه لیوان آب بخورم معدم تا سه ساعت صدای قورباغه میده ... آقا من بدنم صدا میده ... حالا هی نگو صدای چیه !!!

پای راستم دیگه باید قطع بشه ((: مدیووونی اگه فک کنی روزی یه ساعت کم ِ کمش پیاده روی میکنم، خوب آخه اینهمه چربی چه جوری باید آب شه ، امروز دیدم 57 ذوق کردم جون میکنه یه کم بره بالا، آقا اصن برسم به 60 یه شب شام همگی مهمون ِ من

ندیدن حس ِ خوبی داره ، اینکه نبیننت ، تحویلت نگیرن ، تیکه نندازن بهت ، بوق نزنن برات ، شماره ندن بهت ، پیشنهاد ندن بهت ، گیر ندن بهت ، دوسِت نداشته باشن ، کارات براشون مهم نباشه ، نگن چرا رفتی بیرون ، نگن مواظب باش ، نگن دلم برات تنگ شده ، نگن عوض شدی ، نگن سرد شدی ، نگن چرا حوصله نداری ، نامرئی بودن گاهی وقتا برات لازمه !!!!

همیشه از وقتی خودمو شناختم فک میکردم یکی همه جا تعقیبم میکنه ! این حس بخوام یا نخوام باهام بود !! شاید یه چیزاییم تشدیدش کرد ، بهرحال ، ولی اون روز واااقعا یکی تعقیبم میکرد !!! حسم درست بود !!! حدس زدم ممکنه پشتم باشه !! ولی سر یِ پیچ مچشو گرفتم ....!!!

یه تلسکوپ تو مسیرمون گذاشته بودن بعد باهاش ماه و ستاره رو به مردم نشون میدادن !!! واقعا فکرت اشتباس اگه فک کردی ما هردفه رد شدیم پریدیم روشو یه چشمی و دو چشمی و چارچشمی آسمون و دیدیم !!! ما که آدمای با جنبه ای هستیم داداچ !!!

کلا این چنوخ حرف زیاد داشتم واسه گفتن ... فقط فرصت ِ ثبتش برام نبود .... دفترم سنگ ِ صبوری بود برای همه ی این حرفا .... اینروزا نیاز به نوشتنم زیاد شده !!!

یه روز گفت هر کسی ارزششو نداره !!! الان که فک میکنم میبینم حرفش عالی بود !!! واقعا هر کسی ارزششو نداشت .... هیچکی ارززشو نداره !!! خودشم نداشت !!!! خر بودم !!! خَ ر

تصور کن زنیکه استاد ریاضی باشه ، دومین بارتم باشه باهاش کلاس ورمیداری ، حالا فک کن یه مسئله ی ساده رو نتونه درست حل کنه ، همش غلط و اشتباه ، ینی من دلم میخواد با ماشینش پرتش کنم ته ِ دره !!! البته قبلش دونه دونه انگشتراشو فرو کنم تو حلقش !!! با اون نگینای کله گلابیش !!! هیکل نگو جنیفر ... لباس نگو فشن ... اون ترم که سر ِ صب مقنعه میذاشت رنگ ِ نسکافه !!! آدم عصبی میشد در حد ِ لالیگا ....حالا حقش نیس آدم بره ته ِ کلاس پاهاشو دراز کنه رو صندلی جلویی آدامس بخوره !!! دلم میخواد چشامو ببندم وقتی باز کردم ریاضی عمومی و کاربردی هردو پاس شده باشه !!! دوس ندارم خووب ...

این واحد بغلیه کچلمون کرد !!!! ینی تصور کن تو یه رو 4 5 بار اومده میگه آب ِ گرم و سردتون مشکل نداره !!! خوب آخه به تو چه آقا!!! به تو چه فشار ِ آب ِ گرم ِ حموم خوبه یا بد !!! ما که معلول ِ جسمی نیستیم، مشکل داشته باشه زبون داریم خودمون میریم میگیم!!! مردم بیکارنا!!! شاید مواظبمونه که مام وقتی خودش میره سرکار و خانومش یونی مواظب ِ بچش باشیم!!!! ببین مردم چه آینده نگرن !!!

یه دکتر ِ عمومیه ! بالای 70 سال سنشه!!! با مامان بودم !!! گفت باید رو تخت دراز بکشی !!! هرچند کارش نشسته م انجام میشد !!! قبلش گفت هرچی ازت میپرسم باید راستشو بگی!! تصور کن پرسید کسی و دوس داری!؟!! به کسی فک میکنی؟!!! ینی ملت گیجن !!! بعد فشار و تپش قلب و این کارای معمولی!!! آستینمو تا کجا که نداد بالا!! بعد میگه این دستارو ببین !!! هرکسی این دستارو نداره!!! میگه قدر ِ این جوونی رو بدون !!! میگه میخوای ببرتم فلان جا نشونت بدم که دخترای سی ساله رو کهنه میپوشن!!! میخوای ببینی که بستنشون به زنجیر تا مهارشون کنن!!! حالا هی گیر میداد که تو اتاقت آهنگ بذار برقص!!!! ولمون کن جون ِ عزیزت!!!!! هرچند یه نموره هیز ِ ولی فوق العاده دوسش دارم !!! همیشه بهم انرژِِی میداده !!! ازون دکترا که مریضاشو تا دم ِ در ِ اتاقش همراهی میکنه تا آخرین لحظه انرژی میده و دست میذاره رو پشتشونو خدافظی میکنه!!!!

مامان هی اصرار اصرار که این شلوار و بگیر خوبه !! قشنگه !!! بلنده !!! قرمزه!!! منم هی انکار انکار که نه نه !!! فک میکنی آخرش چی شد!!! مجبور شدم با پول ِ خودم بگیرم!!! ولی مامانم گرفته ها!!! جون ِ فرشته!!!
+ نوشته شده در  88/07/21ساعت 18:58  توسط سمير!  | 


زنگ زدم خونه كه بگم بعد ِ 10 روز ميخوام بيام!! برگه ي كارآموزي بهونه بود ! ولي خوب!.... مامان گفت يه امضا و برگه ارزششو نداره ... بغض بود و يه كم دلتنگي و غروز ....

گفتم نميام و خدافظ ..... بيب بييييب بيييب

 زنگ زد رجكت كردم!!! بازم زنگ شد رجكت كردم !!! بازم زنگ بزنه رجكت ميكنم !!!!

برگه ي كارآموزي بهونه بود ... كاش ميفهميد .....



+ 7مهر بدترين روز ِ زندگيم بود!! ازون روزا كه تا آخر ِ
عمرم يادم نميره !!! يه روز پر از غفلت و پشيموني!!! پر از خر بازي و بچه بازي!!! يه روز پر از حرفا و نگاه ها و تهديداي معني دار

 +خونمون خوبه!!! من و مينا و فافا خوبيم!!! آدماي تو پارك خوب نيستن!!! اون دختره كه شب تو پارك موند خوب نيست! اون پسره كه با كوله پشتي تو پارك موند خوب نيست!! اون پسرا كه شيشه ميشكونن خوب نيستن!!! ما خوبيم !!! قرار بود اين هفته برم ولي نميرم !!! ميمونم!!!

 +حس ِ خاصي ندارم ... حس ِ بي حسي!!! ديگه كسي باشه يا نباشه برام فزقي نداره!!! به نظرم همه ي دوستي ها چرتن!!! همشون آخرش ميرن به يكي ازدواج ميكنن كه هيچوخ باهاش نبودن!!! با من بحث ٍ فلسفي نكن!!! چون اصلا شرايطشو ندارم ... ....


+ نوشته شده در  88/07/15ساعت 15:24  توسط سمير!  |